عنوان: هر چه دوست داريد بگذاريد
محرم شروع شده و همه مردم در تكاپوي عزاداري سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) هستن كه من نيز از قاعده مستثنا نبودم.اما خبري تكان دهنده آنچنان درهمم ريخت كه هنوزم نتوانستم خودم را جمع و جور كنم. بله وقتي به سالهاي قبل مي انديشم و ياد روزهاي سپري شده در كنار او مي افتم ناخودآگاه از خداي خودم مي پرسم كه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ او كه از كودكي بزرگترين پشتوانه زندگيش را گرفته بودي،آنهم به شيوه ي دردناك.از دست دادن پدر آنهم در بستر بيماري و در ناتواني كامل(قطع نخاعي از كمر) بسيار دشوار است و تو اي مهربانترين مهربانان و من مي ديديم كه چگونه براي روي پا ايستادن در اين سالها چه مشقت ها كه نكشيد پس اكنون با وجود همه رنج ها و سختي هاي گذشته و حال،اينك تومور مغزي!!!؟؟؟ نمي دانم شايد حكمتي در آن نهفته اس كه من از درك آن قاصرم.
پ.ن 1: ببخشيد كه زودتر نتونستم آپ كنم باور كنيد هنوز هم از وقوع چنين اتفاقي آنچنان متاثرم كه باورش برايم ناممكن است.
پ.ن 2: از همه دوستاي خوبم براي سلامتي پسرخاله گراميم التماس دعا دارم، باشد كه در شادي هايتان جبران كنم.
پ.ن۳: ميان آرزو و معجزات خداوند ديواري است بنام
"اعتماد"، پس اگر دوست داري به آرزويت برسي و
تنها به معجزه احتياج داري، با تمام وجود به خدا
اعتماد كن.