آزاد
از قضا امروز با همه ي احوالات داغونم سري به حافظ زدم :
اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما
آب روي خوبي از چاه زنخدان شما
عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما
اصن يه وضعي شده هااااااااااااااا ..........
پي نوشت: ببخشين دوستان اگر سر نمي زنم، باور كنيد آنقدر بهم ريخته ام كه نمي تونم تمركز كنم براي شما كامنت بذارم.