من توسط دوست یکی از دوستان دعوت شدم به سیاحت آبشار سنگان و قرار شد ۶ صبح جمعه جلوی پاسگاه کن همه جمع بشوند و حرکت کنیم بسمت آبشار اینکه ما حدود ۶:۱۵ رسیدیم جلوی پاسگاه و تا حدود ۷ منتظر بانی جمع و دیگر دوستانمان شدیم بماند. اما بد داستان اینجاست که بارانی شروع به باریدن کرد که تصور خود من این بود که برنامه کنسل می شود. در زیر باران زیبای بهار بسمت  روستای سنگان و پس از آن ابتدای راه آبشار حرکت کردیم که پس از مدت ۳۰دقیقه رسیدیم خوشبختانه باران هم قطع شد. همگی پس از آشنایی بیشتر با هم به راه افتادیم اینکه طبیعت زیباست شکی نیست. اما مناظر زیبایی که در بین راه بود وسوسه کننده بود که همینجا بنشینیم و بیخیال آبشار بشویم و در کنار همین مناظر زیبا اسکان یابیم  اما بانی جمع که خود تجربه آبشار را داشت اصرار کرد که فضای آبشار چیزی دیگر است و همگی پس از موافقت بدنبالش به راه افتادیم. دوستان عزیزی که کوهنوردی میکنن میدونن در بارون و زمین گل به مراتب کوهنوردی دشوارتر و خسته کننده تر میشود اما اینکه قسمتی از راه خاک نرم (رس) باشد و شما مداوم لیز بخورین یه چیز دیگه اس حداقل برای من یک تجربه جدید بود هر چند دو سه باری نزدیک بود سعادت حضور دربین شمارو از دست بدم ولی از اونجایی که من پرروتر از این حرفا هستم از پس من بر نیومدن و  بالاخره بعد از حدود ۳ ساعت کوهنوردی به آبشار زیبایی سنگان رسیدیم منظره ای فوق العاده که تمام خستگی راه رو از تن همه بیرون کرد و به تمام سختی راهش فراموش شد. پس اسکان در کناره های آبشار بساط صبحانه را برقرار کردیم و همگی که سخت گرسنه بودند به تجدید قوا پرداختیم در این میان من به فکر فرو رفتم  و غبطه می خوردم که چرا چنین جای زیبایی تا بحال بی اطلاع بودم و از کف داده ام هر چند افسوس خوردن فایده ای ندارد. راستی در بین راه هم کلی ریواس کندیم و خوردیم جای همه ی دوستای خوبم خالی. هر که پایه هست برنامه ریزی کنیم برای یک دیدار مجدد از آبشار.