يه وقتايي با خودم فكر ميكنم كه چطور ميشود يك انسان براي بهتر شدن شرايط زندگيش تلاشي مضاعف و البته شبانه روزي كند و ناگهان آنچنان همه چيز برهم بريزد كه هيچ كس جز خداي بزرگ توان درست كردنش را ندارد. پس اي خداي بخشنده و مهربان تو خود نيز شاهد بودي كه چطور از صفر شروع كردن و از هيچ به اينجا رسيدند و اكنون تا هميشه بايد نگران باشند تا مبادا شرايط سلامتيش وخيم تر نشود، نميدونم حكمت است، رحمت است و يا آزمايش ولي شايد اين بندگان طاقت اين همه سختي را نداشته باشند.


پي: وظيفه ما نيست كه دلواپس فاصله هاي دور و مبهم و ناشناخته اي كه در پشت ابر و تاريكي پنهان شده اند باشيم، بلكه بايد وقت خود را صرف آن چيزهايي بكنيم كه در دسترس ما قرار گرفته اند.